کاروان دل
قال الامام الصادق عليه السلام : و هي الصديقه الكبري و علي معرفتها دارت القرون الاولي هم پلكهاي بي رمق و نيمه بسته ات كم كم بساط قتل مرا جور مي كنند فهميده ام چه آمده در كوچه بر سرت دستاس هم كنار غمت آب مي شود مرثيّه خوان غربت ديرينة من است ¨ يك روز مي رسم به تماشاي مرقدت
هم چشمهاي نيلي و در خون نشسته ات
با زخمهاي پهلوي درهم شكسته ات
از تار و پود معجر از هم گسسته ات
با روضه هاي دم به دم دست خسته ات
اين چشمهاي نيلي و در خون نشسته ات
با زائران سينه زن دسته دسته ات نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/17ساعت
2:50 توسط یوسف رحیمی| |
| Design By : Night Skin |

