کاروان دل
اگه باغ دل پر از جوونه شد اگه دفتر قصیده های دل واسه اینه که دلم دربدره * اگه عمریه که من دربدرم اگه که به شوق گلدستة نور واسة اینه که دل نیست تو دلم * اگه شعله می زنه به جون من اگه با دیدن یک گوشه نگات تو شب غم آخه مهتاب منی * اگه عشق تو بی خونهم می کنه اگه شوق دیدن صحن و سرات آخه تنها عشق تو برام بسه * وقتی که عشق تو اعجاز می کنه وقتی که یه گوشة نگاه تو من چرا آروم بگیرم یا حسین * این شبا که دیدنیه حال من می دونم منو تا معراج حرم دلم از اشک غمت توشه داره * سحر و صفای صحن خلوتش رواقای سرتاسر آینه پوش یاد اون پنجره فولادش به خیر * شب من پر شده از شمیم صبح ببینه پرچم سرخ حرمو دیدنیه شکوه گنبد تو * هوای حرم که دلفریب می شه کی می شه نصیب من زیارتت آخرش منم فدات می شم حسین * وقتی چشم دل می شه باغ بلور به خدا کربلایی می شه دلم عشق تو انیس دیرینة ماست * کاش با اسمت دلمو تکون بدی کاش یه شب برای دل گرمی به ما کی میشه قسمت من کنی حسین * قسمت می دم با اشک و التماس آقا جون با اینکه رو سیاهمو دستمو رها نکن تو مشکلات
چشمهايت فرات دلتنگي حال و روز دل شکستة تو اي غريب مدينة دوم التماس هميشة باران کوچة خاکي محلة غم ولي افسوس شرمگين تو و آه آقا تو خوب مي داني پشت دروازه هاي شهر ستم چه به روز دل تو آوردند رمق ناله در صدايت نيست بگو اي نسل كوثر و زمزم بزم شوم شراب جايت نيست بي گمان بين آن همه غربت روضه هاي كبود طشت طلا آري آن لحظه ماتم قلبت قاتلت زهر کينه ها ، نه نه !
اگه حرفای من عاشقونه شد
یه دفعه پر از غزل ترونه شد
واسه اینه که نگات دل می بره
اگه وا شده بازم بال و پرم
افتاده هوای پرواز به سرم
که باشم منم کبوتر حرم
آتیش عشق تو ! مهربون من
ناخودآگاه بند میاد زبون من
توی دنیا تنها ارباب منی
اگه همرنگ جنونم می کنه
اگه کربلات دیوونهم می کنه
بسکه آسمونی و مقدّسه
منو دیوونة پرواز می کنه
حتی بال سوخته رو باز می کنه
من چرا برات نمیرم یا حسین
بوی آسمون گرفته بال من
می بره این اشکای زلال من
آرزوی قبر شش گوشه داره
شمیم آسمونی تربتش
شب جمعه و ضریح حضرتش
صبح روشن حرم یادش به خیر
رفته باز دلم با یاکریم صبح
که رهاست روی پر نسیم صبح
به خدا بهشتمه مرقد تو
هر دلی شیدا و بی شکیب می شه
وقتی صحنت پر بوی سیب می شه
زائر کرب و بلات می شم حسین
چشمه چشمه می جوشه تو سینه نور
یه سلام تا که میدم از راه دور
به خدا کربلا تو سینة ماست
یا بیای به قلب مرده جون بدی
آقاجون یه گوشه چشم نشون بدی
جون دادن میون بین الحرمین
قسمت می دم به غنچه های یاس
نبودم نوکری که دلت می خواس
به خدا تویی سفینه النجات
اشکهايت تلاطم غمهاست
از نگاه غريب تو پيداست
مرد خلوت نشين سامرّا
حضرت عشق التماس دعا
در غرور از حضور سادة توست
پاي پر پينه و پيادة توست
که دل بيقرار يعني چه
آن همه انتظار يعني چه
دل تنگ تو نينوائي شد
در نگاه ترت تداعي شد
بي کسي هاي عمه زينب بود
روضة خيزراني لب بود
| Design By : Night Skin |

