کاروان دل
دستای خالی دستم و گرفتی با دستای خالی یادته بخشیدی من و تو صحنت پر و بالی یادته سحرا من بودم و اون ضریح آسمونی شاپرک ترین دل و گلهای قالی یادته مثل یک مرغ مهاجر توی آسمون صبح پریدم کبوترانه با چه حالی یادته شبشه ی بغض دلم کنار شش گوشة تو می شکست مثل یه کوزه ی سفالی یادته اما حالا منم وخاطره های یک سفر سفری به اوج یک عرش خیالی یادته یه شال مشکی دارم تبرکی از حرمت که محرما می شه دستمال اشک ماتمت *** کاش می شد بشم یه بارِ دیگه مهمون حرم یا بشم یه تیکه آئینه تو ایوون حرم یا مثه کبوترای صبح گنبد طلات می شدم همنفس گلاب و گلدون حرم چه صفایی داره عطر خاک پای زائرات چه سعادتی می خواد کفشداری توی اون حرم سحر و صبح و سپیده همه خونه زادتن مهر و ماه نور می گیرند از نور شمعدون حرم همة سال یه طرف ماه محرم یه طرف که بازم می جوشه توی قتلگاه خون حرم اونجا چشم دل می خواد یا دست یک حس غریب که شب جمعه بشی مست سبوی عطر سیب *** چی می شه جادة صبح و به دلم نشون بدی مثل اون پرچم سرخت دلم و تکون بدی چی می شه یه شب بیای به صحن دفتر دلم به غزل مرثیه های دل خسته جون بدی با همین چشم تهیدست اومدم تا حرمت یا کریم و تا کریمانه تو آشیون بدی کاش به من بال و پر سرخی به رنگ کربلا برای پر کشیدن به سمت آسمون بدی چی می شه یه بار دیگه تذکرة کربلامو با همون دست غریب نواز مهربون بدی عمریه دلم حسینیه ی ماتم و عزاست هر جایی روضه می خونند به خدا کرب و بلاست عوالم دل دو روزه فرصت عمری که زندگی نام است گر از هوس گذری بی ملال می گذرد *** ز سیر عالم دل غافلیم ، ور نه حباب سری اگر به گریبان فرو برد دریاست *** مکن گردن فرازی تا نسازد دهر پا ما لت که نی آخر به جرم سر کشی ها بوریا گردد جناب بیدل دهلوی موعد ظهور در حسینیه های ار با بم هر شب از عشق و شور غوغائیست همه هستند گرم سینه زنی ولی افسوس عشق زهرا نیست *** آرزوی همیشگی ماست که رسد موعد ظهور تو تو شوی نوحه خوان هیئت و ما بزنیم سینه در حضور تو معبر اشک شهدای شهر ما مثل گل یاس می مونند دلهای دیوونه از عشق اونا پریشونند شهدا جون دادن و تو خونشون پر می زدند از زمین تا به خدا با گریه معبر می زدند اونا که با لب تشنه توی جبهه جون دادند عاشقی رو باز به اهل آسمون نشون دادند جون دادند با شور و شین ، ذکر لبا شون یا حسین چه قشنگ سر می دادند به عشق بین الحرمین ا ونا رفتند برای دفاع از آبروی دین تیر می خورد چشما به عشق پسر ام البنین اما حالا اونا که یه ذره احساس ندارند خیلی راحت به روی گلهای یاس پا می ذارند به خدا بی شهدا دنیا مثه قبر می مونه زندگی بی شهدا مثل قفس یا زندونه شهدا کاشکی می شد به ماها بال و پر بدید از اون بالا بالاها به دلهامون خبر بدید شما رفتید ولی ما جا موندیم از قافله تون ما شدیم شرمنده از پاهای پر آبله تون ... صفای دل چقدر خوبه که با خدا رو راست باشیم . با خدا صداقت داشته باشیم . خلاصه اون جوری باشیم که اون می خواد .اون وقت دیگه نه دلمون می گیره ، نه کم میاریم . آخه دیگه خدا هوامون رو داره . هنگامة برون شدن از خویش چون حسین راهی برو که بگذرد از مسجد الحرام پر و پنجره به روی گنبد تو بوسه می زنه خورشید کنار پنجره ا ت جو و نه می زنه امید نور دیده ای تو سپیدهای به سیاهی دل میدی خاتمه پُرِ احسا سه لبر یزِ یا سه حر مت مثه دا من علقمه * یا علی بن موسی الرضا ...* کا شی کاریهای حریمت آ بی رخساره یعنی خاک حرم شمیم آسمون داره پر جبرئیل میبنده دخیل تا باشه وقف برداشتن غبار پر و پنجره بغض و حنجره از نگاه ما جاریه چشمه سار * یا علی بن موسی الرضا ...* پرچم سبز تو جا داره به روی مهتاب داره عطری مثه عقیق بیرق ارباب کاش هوایی شم کربلایی شم یا رضا بجون فرزندت جواد تا رها میشم مسیحا میشم با دمت کنار پنجره فولاد * یا علی بن موسی الرضا ...* سبک حاج حسین سازور : میلاد حضرت رقیه (س) 84
| Design By : Night Skin |

