کاروان دل
 

نود و پنج روز باران (دفتر ششم)

مجموعه نوحه های فاطمی

به قلم يوسف رحيمي

 

با ۱۸سبک در قالب هاي

 

زمزمه، دم شروع سينه زني، زمينه، نوحه

واحـد کـند، واحـد تنـد، شـور و نـواي پاياني

 

این اثر که سال گذشته به صورت مکـتوب

انتـشار یافـته بـود، به جهـت دسترسـی

هر چه بهتـر مخاطبـان گرامی، به صـورت

الکترونیکی نیز انتشار می یابد.

متن و سبک های کتاب از طریق لینک های

زیر قابل دریافت می باشد.

+ دریافت متن کتاب نود و پنج روز باران(دفتر ششم)

+ دریافت سبک های کتاب نود و پنج روز باران(دفتر ششم)

[ ۹۳/۱۲/۰۹ ] [ 18:11 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

امام علي(ع) فرمود:

مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَ‏ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَة

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص559

مجاهد شهيد در راه خدا پاداشش بيشتر از كسى نيست كه قدرت بر گناه داشته ولى خوددارى نموده. چنين انسان با عفّتى نزديك است فرشته‏اى از فرشتگان باشد.

نهج البلاغه، ترجمه انصاريان، ص894

 

جانش ملکوتی شده و روح، لطیف

مانند شهید، ساحتش پاک، شریف

در مکتب آسمانيان همواره

مانند فرشته‌ای‌ست انسان عفیف

[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ 7:55 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
امام علي (ع) مي فرمايند:

لَيْسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ [النَّاسِ‏] عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (ص) وَ أُلْفَتِهَا مِنِّي أَبْتَغِي بِذَلِكَ حُسْنَ الثَّوَابِ وَ كَرَمَ الْمَآبِ.
آگـاه باش، احـدى بـه وحـدت و الفـت امّـت محـمّد (ص) از مـن حـريص‏تر نيست، من در اين كار پاداش نيكو و عاقبت شايسته‏ اى را خواهانم.
نهج البلاغه، خطبه78

در حق طلبي هميشه با عزت باش
همواره براي دين خود زينت باش
مانند امام صبر! مانند علي!
اي دوست بيا منادي وحدت باش
::
خورشيد سعادت و يقين است علي
خيبر شکن و ناجي دين است علي
هرگز نشود نور حقيقت خاموش
محبوب «تمام مسلمين» است علي
::
در دين خدا راه ندارد تزوير
اسلام ببين چگونه شد عالمگير
اي تشنه ي راه حق! کجا مي‌گردي؟
سرچشمه ي وحدت است همواره غدير
::
هر کس که تولا و تبرا دارد
در واقعه‌ها نگاه بينا دارد
وقتي که نتيجه اش شود «شيعه کشي»
«لعن علني» دگر چه معنا دارد؟
::
ديديد چگونه دشمن تکفيري
از کشتن مسلمين ندارد سيري
در وقت مبارزه دگر بي ‌معناست
در خطِّ خودي منازعه، درگيري!
::
در مصر ببين دوباره ناکامي را
سرکوب‌گري و بي‌سرانجامي‌ را
با حربه ي اختلاف دشمن مي‌خواست
خاموشيِ بيداري اسلامي را
::
خواهي دلت از غم نشود مالامال؟
خواهي نشود حقيقت آيا پامال؟
در وقت بيان حق، سخن بايد گفت
با لهجه ي عقلانيت و استدلال!

[ ۹۳/۱۰/۰۸ ] [ 12:58 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
عشقت مرا دوباره از اين جاده مي‌برد
سخت است راه عشق ولي ساده مي‌برد
 
پاي پياده آمدم و شوق وصل تو
من را اگر چه از نفس افتاده، مي‌برد
 
دل‌هاي عاشقان جهان کربلاي توست
نام تو را هر عاشق آزاده مي‌برد
 
فرياد غربتت دل ما را تمام عمر
با کاروان نيزه از اين جاده مي‌برد
 
اين جاده ديده قافله ي اشک و آه را
بر روي نيزه ها سر خورشيد و ماه را
 
دیده‌ست در تلاطم طوفان بی‌کسی
یک کاروان بنفشه ي بی‌سرپناه را
 
آن شب که ماند ياس سه‌ساله میان راه
يک لحظه برنداشته از او نگاه را
 
در آخرین وداع غریبانه ي حرم
دیده عبور خواهری از قتلگاه را
 
آن‌جا که داغ از جگرش بوسه‌ها ‌گرفت
گل‌زخم از نگاه ترش بوسه‌ها ‌گرفت
 
وقتی رسید او که سر از دست رفته بود
از زخم‌های شعله ورش بوسه‌ها ‌گرفت
 
اما گذاشت بر دل او حسرتي، نسيم
از گيسوان همسفرش بوسه‌ها ‌گرفت
 
از راه دور دختر هجران کشيده‌اي
هر بار از لب پدرش بوسه‌ها ‌گرفت
 
در باغ نيست غير گل اشک و ارغوان
داغي نشانده بر دل آلاله‌ها، خزان
 
اما گذشت هر چه که بود آن چهل غروب
برگشته سوي کرب و بلا باز کاروان
 
با کاروان غربت از اين جاده آمديم
ما را رسانده قافله ي تو به آسمان
 
حالا رسيده‌ايم و سحرگاه جمعه است
«عجل علي ظهورک يا صاحب الزمان»

[ ۹۳/۰۹/۱۱ ] [ 9:43 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

وقت است که از چهره ی خود پرده گشايي

«تا با تو بگويم غم شب هاي جدايي»

 

اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران

«چون عودم و از سوختنم نیست رهایی»

 

«من در قفس بال و پر خویش اسیرم»

اي کاش تو يکبار به بالين من آيي

 

در بنده نوازي و بزرگي تو شک نيست

من خوب نياموختم آداب گدايي

 

عمري ست که ما منتظر آمدنت، نه

تو منتظر لحظه ی برگشتن مايي

 

مي خواستم از ماتم دل با تو بگويم

از ياد رود ماتم و دل چون تو بيايي

 

امشب شده اي زائر آن تربت پنهان؟

يا زائر دلسوخته ی کرب و بلايي

 

اي پرسشِ بي پاسخِ هر جمعه ی عشّاق

آقا تو کجايي؟ تو کجايي؟ تو کجايي؟

[ ۹۳/۰۸/۰۸ ] [ 20:49 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

با الطاف بی کران حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف منتشر شد:

 

زخم سیب (دفتر نهم)

مجموعه نوحه های عاشورایی

به قلم يوسف رحيمي

 

با ۱۶ سبک جديد در قالب هاي:

 

زمزمه، دم شروع سينه زني، زمينه، نوحه

واحـد کـند، واحـد تنـد، شـور و نـواي پاياني

 

این اثر به جهت دسترسی هر چـه بهـتر مخـاطبان

گرامی، برای اولین بار به صورت الکترونیکی انتشار

یافته است. 

متن و سبک های کـتاب از طریـق لینـک های زیر

قابل دریافت می باشد.

 

+ دریافت متن کتاب زخم سیب۹

 

+ دریافت سبک های کتاب زخم سیب۹

[ ۹۳/۰۷/۲۲ ] [ 17:31 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

من از تو بال و پر مي خواهم اي عشق

نگاهي شعله ور مي خواهم اي عشق

دلي بي تاب دارم از غم تو

دلي بي تاب تر مي خواهم اي عشق

 

با کاروان محرم

 

السلام علي المهدي (عج)

+ يا اين دل شکسته ما را صبور کن

+ شبهاي بيقراري چشمم سحر نشد

+ دنيا دوباره صاحب خورشيد مي شود

+ صبح جمعه که مي رسد از راه

+ بيا و پس بگير انگشتري را

 

السلام علي الحسين (ع)

+ شب جمعه کنار شش‌گوشه

+ اين دل شده هيأت اباعبدالله

+ تا خيمه تقرب تو پر کشيده ايم

+ با نور خود سرشت مرا ناب ناب کن

+ ندارم توشه اي غير از نداري

 

حي علي العزا

+ در هر مصيبت و محني فَابکِ لِلحُسَين

+ این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین

+ شميم عاطفه در کوچه ها رها شده است

+ لبريز آه و ندبه و غم گريه مي‌کنم

+ وقتش شده كه هستي خود را فدا كنيم

+ اگر تا کربلا رفتي دل من

 

حضرت مسلم (ع)

+ شانه هاي زخمي اش را هيچ كس باور نداشت

+ آن روز كوفه حال و هوايي غريب داشت

+ آسمان کوچ کرده از اين شهر

+ تماشایی شده مهمانی من

 

ورود کاروان به کربلا

+ دشت در دشت دلهره می ریخت

+ اِنّا اِلیهِ راجِعُون

 

حضرت رقيه (س)

+ با سر رسیده ای بگو از پیکری که نیست

+ می ریخت لاله لاله غم از عرش محملش

+ لب بسته است ، بی رمق و خسته، بی شکیب

+ يک نيمه شب بهانه‌ی دلبر گرفت و بعد

+ بیا بابا ولی حرفِ سفر! نه

+ برایش باز شد باب نجاتی

 

جوانان حضرت زينب (س)

+ روز اول چه خوب يادم هست

+ الهي من شوم قرباني تو

 

حضرت حر (ع)

+ دلم را زیر و رو کن با نگاهی

 

حضرت عبدالله (ع)

+ مي روم لا أفارق عمي

+ همه رفتند و تنها مانده ام

 

حضرت قاسم (ع)

+ در نگاهت فروغ توحيد است 

+ الهی دست ما را هم بگیرد

 

حضرت علي اصغر (ع)

+ اين اشکهاي سرزده خواهي نخواهي است

+ تا عرش رفت مرثيه سرخ حنجرش

+ دست هاي کوچک تو...

+ زمزمه ي سه شعبه

 

حضرت علي اکبر (ع)

+ مانند جدت رحمة للعالميني

+ امشب دلم آشفته ي داغ جواني ست

+ فزت و ربّ کرب و بلا را بخوان علي

+ کنارت عمه گرم روضه خواني

+ درياب مرا جان جوانت ارباب

 

حضرت اباالفضل العباس (ع)

+ در دست تو تلاطم شمشير ديدني ست

+ مشک تشنه به روي دوشش بود

+ از کار عشق اين گره بسته وا نشد

+ بگير اين دست ها را يا اباالفضل

 

عاشورا

+ در کربلا شکسته شد آئينه ي علي

+ تا باز کرد در دل روضه لهوف را

+ نزن حرف جدايي با من

+ بميرم سجده هاي آخرت را

+ چه دعوايي سر پيراهن تو ...

 

پس از عاشورا

+ چشم وا کردم و پرپر شدنت را ديدم

+ چه آمد تا سحر بر روز زينب

+ خداحافظ تن در خون تپيده

+ کجا شايسته ي تو بوريا بود

+ تنور خولي آن شب تا سحر سوخت

 

امام سجاد (ع)

+ رحمت واسعه ات دست مرا مي گيرد

+ از روزهاي قافله دلگير مي شوي

+ ذکر مصيبت مي کند الشام الشام

+ وَ أنَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً

+ به پا کن کربلايي در دل ما

 

اسارت اهل بيت (ع)

+ يک کاروان سپيده رسيده به شهر شام

+ خورشيد زينب شام را هم زير و رو کن

+ سر خورشيد بر دروازه شهر

+ لب مقدس قرآن و خيزران بوسه!

+ چه اشکي دارد امشب زينب تو

+ چه غوغايي شده پهلوي نيزه

 

اربعين حسيني (ع)

+ کاروان مي رسد از راه، ولي آه ...

+ از راه رسيده اربعيني ديگر

+ همه برگشته اند اما ...

[ ۹۳/۰۷/۲۱ ] [ 11:35 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
.: کاروان دل: پايگاه اشعار آئيني يوسف رحيمي :.
اللهم عجل لوليک الفرج

مقام معظم رهبري:
درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى
و شجاعت و مواسـات و درس قيـام للَّه
و درس محبّـت و عشـق اسـت. يكى از
درسهاى عاشورا همين انقلاب عظيم و
كبيرى‌ست كه‌شما ملت ايران پشت‌سر
حسين‌زمان و فرزند‌ابى‌عبداللَّه الحسين
عليه‌السلام انجام داديد.

در خون ماست غيرت سردار علقمه
هيهات اگر حسين زمان را رها کنيم...
آثار منتشر شده
همراهان
جستجو در کاروان دل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آمار بازديد از وبلاگ