کاروان دل
 

 

امام خمینی (قدس سره):

فلسطین پاره تن اسلام است.

 

از سوره تین و طور سینین گفتیم

از غربت دیرین فلسطین گفتیم

گفتند سپیده می دمد از غزه

با قلب شکسته باز آمین گفتیم

 

[ 93/05/02 ] [ 11:11 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

اِلهى اَتَراكَ بَعْدَ الْأيمانِ بِكَ تُعَذِّبُنى، اَمْ بَعْدَ حُبّى اِيَّاكَ تُبَعِّدُنى، اَمْ مَعَ رَجآئى لِرَحْمَتِكَ وَصَفْحِكَ تَحْرِمُنى، اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى بِعَفْوِكَ تُسْلِمُنى، حاشا لِوَجْهِكَ الْكَريمِ اَنْ تُخَيِّبَنى ...

 

به سويت آمدم با بي‌قراري

ندارم حاصلي جز اشک جاري

بعيد است از تو و آقائي تو

ببندي در به روي شرمساري

 

نگاهم خسته، قلبم دردمند است

به احسانت همیشه مستمند است

چگونه مي‌زني زنجير کيفر

به دستاني که سوي تو بلند است

 

ندارد قلب عاشق تاب هجران

پريشانم پريشانم پريشان

دلي را که از عشقت سوخت عمري

دگر در آتش قهرت مسوزان

[ 93/05/02 ] [ 8:0 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

مرا از بند اين دنيا رها کن

رها از اين همه چون و چرا کن

دلم را زير و رو کن با نگاهي

دلم را با نگاهي کربلا کن

 

ببين اين اشک و اين شور و نوا را

خدايا دوست دارم روضه ها را

بگير از من هر آنچه خواهي اما

نگير از من حسين و کربلا را

 

رها کن قلب من را از غم امشب

نگاهی کن به اشک شوقم امشب

اگر کامل کنی احسان خود را

شوم کرب‌و‌بلایی من هم امشب

[ 93/04/29 ] [ 8:0 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر

 

اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال

انگار شده چند برابر شب آخر

 

انگار همین چند شب پیش شبانه ...

آمد چه به روز دل حیدر شب آخر

 

حالا شب وصل است ولی با سر خونین

شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آخر

 

با اشک غريبانه ی خود گفت سخن ها

از بي‌کسي آل پيمبر شب آخر

 

از کرب و بلا گفت و حکايات غريبش

از داغ برادر به برادر، شب آخر

 

گويا خبر آورده نسيم از دل صحرا

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

[ 93/04/27 ] [ 11:32 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد

سالیانی ست که در دل غم زهرا دارد

 

روضه ي فاطمیه روضه ي معمولی نیست

شرح دوران غريبي‌ست که مولا دارد

 

شرح قومي‌ست که در موعد ياري امام

جاي لبيک، فقط شايد و اما دارد

 

قصه ي مردم بیعت شکن است این روضه

خون اگر گريه کند چشم زمان، جا دارد

 

استخوان در گلوی صبر بماند سی سال؟

آه با چاه خدایا! چه سخن ها دارد

 

بعد يک عمر غم خانه نشيني، حالا

غم بد عهدي دنیا طلبان را دارد

 

این یکی در طلب بردن بیت المال است

آن یکی منصب شاهانه تقاضا دارد

 

آن طرف لشکر کفر است به پا خاسته است

این طرف فتنه ي‌ جهل است که غوغا دارد

 

بی وفایی کمر کوه وفا را خم کرد

داغ ها بر جگر از مردم دنیا دارد

 

مي‌رود با غم سی سال غریبی اما

جگری شعله ور از قصه ي‌ فردا دارد

 *

آه کوفه ست، ‌همان کوفه ولی این دفعه

نیزه ای در وسط شهر تماشا دارد

 

+ دانلود کتاب فصل شهادت: مجموعه مراثي اميرمؤمنان علي(ع)

+ دريافت سبک‌هاي کتاب فصل شهادت

[ 93/04/24 ] [ 11:51 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

اِلهى اِلَيْكَ اَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ اَمَّارَةً، وَاِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً وَبِمَعاصيكَ مُولَعَةً، وَلِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً، تَسْلُكُ بى مَسالِكَ الْمَهالِكِ، وَتَجْعَلُنى عِنْدَكَ اَهْوَنَ هالِكٍ، كَثيرَةَ الْعِلَلِ، طَويلَةَ الْأَمَلِ، اِنْ مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ، وَاِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ، مَيَّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ، مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ، تُسْرِ عُ بى اِلىَ الْحَوْبَةِ، وَتُسَوِّفُنى بِالتَّوْبَةِ ...

         

دلم آشفته و حالم مشوش

دو چشمم غرق خون، قلبم پر آتش

به درگاهت پناه آورده‌ام من

شکايت دارم از اين نفس سرکش

 

فقير و بي‌نوا، اَشکُو اِليکَ

اسير و مبتلا، اَشکُو اِليکَ

نشد از خوف تو پُر اشک، هيهات

ز چشم بي‌حيا، اَشکُو اِليکَ

 

شدم بي‌بال و پر بين قفس‌ها

دگر تنگ است در سينه نفس‌ها

پناه آورده ام سوي تو امشب

من از دست هواها و هوس ها

[ 93/04/23 ] [ 17:33 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

خورشيد آسماني ماه خدا تويي
همساية قديمي دنياي ما تويي

 

از مرز عقلهاي زميني فراتري

هرگز نديد چشم کسي تا کجا تويي

 

حلم و سيادت نبوي در نگاه توست

اين آفتاب حُسن، رسول است يا تويي

 

صفين شاهد تو شور و حماسه ات
آئينة رشادت شير خدا تويي

 

آيات فتح روز نبرد است چشمهات

طوفان معرکه! پسر لا فتي تويي

 

لحظه به لحظه عمر تو درس بصيرت است

خورشيد صبر، قبلة آئينه ها تويي

 

صلح شکوهمند تو عين حماسه است

بنيان گذار نهضت کرب و بلا تويي

 

+ دانلود کتاب فصل کرامت: مجموعه مدایح امام حسن مجتبی(ع)


ادامه شعر را از دست ندهيد
[ 93/04/21 ] [ 7:0 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

در بين ملائک از تو نام آورده ست

نام از تو شکوه ناتمام آورده ست

هر بار که آمده ست از سوي خدا

جبريل، به محضرت سلام آورده ست

 

دلخسته ز شهر بی‌وفا رفتی، آه

آرام و قرار مصطفی رفتی، آه

حتي کفني نخواستي از دنيا

از بس که سبکبار و رها رفتی، آه

 

از چشم تر فاطمه طاقت رفته

تا کرب و بلا خروش غربت رفته

آنجا سخن از بی‌کفنی نیست فقط

پیراهن خورشید به غارت رفته

 

+ دانلود کتاب فصل نجابت: مجموعه مراثي حضرت خديجه کبري (س)

[ 93/04/16 ] [ 9:31 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

اِلهى اَلْبَسَتْنِى الْخَطايا ثَوْبَ مَذَلَّتى، وَجَلَّلَنِى التَّباعُدُ مِنْكَ لِباسَ مَسْكَنَتى، وَاَماتَ قَلْبى عَظيمُ جِنايَتى، فَاَحْيِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْكَ يا اَمَلى وَ بُغْيَتى، وَ يا سُؤْلى وَ مُنْيَتى ...

 

به سويت آمدم با رو سياهي

قدي خم دارم و بار گناهي

دلم را زنده کن با گوشه چشمی

«إلهـی یـا إلهـی یـا إلهـی»

 

اگر اين راه و رسم بندگي نيست

نصيب من به جز شرمندگي نيست

پشيمانم پشيمانم پشيمان

مرام تو مگر بخشندگي نيست؟

 

شده پيمانه ام از خون دل پُر

امان از غفلت و جهل و تکبر

گنهکار آمده «يا غافرَ الذَنب»

پشيمان آمده «يا کاشفَ الضُّر»

[ 93/04/15 ] [ 16:5 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

عبد السلام بن صالح هروى نقل مي‌كند در آخرين جمعه ماه شعبان، خدمت امام رضا(ع) رسيدم، حضرت به من فرمود:

اى اباصلت! بيشتر ماه شعبان گذشته است و اين، آخرين جمعه از آن است. پس در آنچه از آن مانده، كوتاهى‏هايت را در آنچه گذشته است، جبران كن. به كارى روى آور كه برايت مفيد باشد و آنچه را بيهوده است و به تو مربوط نيست، وا گذار .

زياد دعا و استغفار و تلاوت قرآن داشته باش و از گناهانت به درگاه خدا توبه كن، تا در حالى ماه خدا سوى تو آيد كه براى خدا خالص شده  باشى.

 هيچ امانتى را بر عهده خويش باقى نگذار، مگر آن كه ادا كرده باشى؛ و هيچ كينه‏اى را در دلت نسبت به مؤمنى نگاه مدار، مگر آن كه از دل به در آورده باشى؛ و هيچ گناهى را كه مرتكب مى‏شدى، مگذار ، مگر اين كه از آن، دست برداشته باشى . از خدا پروا كن، و در نهان و آشكار كارت، بر او توكّل كن «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً ؛ و هر كس بر خدا توكّل كند، او برايش بس است. خداوند، فرمان خويش را پيش خواهد برد. به يقين، خداوند براى هر چيزى اندازه‏اى قرار داده است».

و در باقى‏مانده اين ماه، زياد بگو: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْه‏؛ خدايا! اگر ما را در آنچه از شعبان گذشته است،  نيامرزيده‏اى، پس ما را در باقيمانده آن ببخشاي» .

همانا خداوند متعال، در اين ماه به احترام ماه رمضان،  بندگان بسيارى را [از آتش] آزاد مى‏كند.

عيون أخبار الرضا (ع): ج2، ص51، حديث198

 

از بس که ‌ر‌ئو‌ف و ‌مهر‌بانی یا ‌ر‌ب

تو ملجأ هر پیر و جوانی یا رب

هرگز نشنیده ‌ا‌م گنه ‌کاری را

از خانه ي ر‌حمتت برانی یار‌ب

 

نومید نمی‌شویم یک آن از ‌تو

دیدیم ‌مگر ‌به ‌غیرِ ‌ا‌حسان از تو؟

جر‌م و ‌گنه و ‌خطا و ‌عصیان از ما

جود و کر‌م و عطا و ‌غفران از تو

[ 93/04/05 ] [ 11:42 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
.: کاروان دل: پايگاه اشعار آئيني يوسف رحيمي :.
اللهم عجل لوليک الفرج

مقام معظم رهبري:
درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى
و شجاعت و مواسـات و درس قيـام للَّه
و درس محبّـت و عشـق اسـت. يكى از
درسهاى عاشورا همين انقلاب عظيم و
كبيرى‌ست كه‌شما ملت ايران پشت‌سر
حسين‌زمان و فرزند‌ابى‌عبداللَّه الحسين
عليه‌السلام انجام داديد.

از حوالي کربلا يک روز
مي رسد يار آشنا يک روز
مي دهد رهبرم به صاحب عصر
پرچم انقلاب را يک روز
آثار منتشر شده
همراهان
جستجو در کاروان دل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آمار بازديد از وبلاگ