X
تبلیغات
کاروان دل

کاروان دل
 

بخشي از بيانات مهم مقام معظم رهبري در ديدار با شاعران و مداحان اهل بيت (ع)

سعى کنیم آنچه را به‌ عنوان مضمون و محتوا در شعر خودمان میگنجانیم، هر کلمه‌ى آن آموزنده باشد. فرق نمیکند؛ گاهى مصیبت است، گاهى مدح است؛ همه‌ى اینها میتواند جورى انتخاب بشود که آموزنده باشد.

در دوران شور انقلاب و هیجان انقلاب، در محرّمى که آخرین محرّم دوران طاغوت بود و محرّمى بود که بلافاصله بعد از محرّم و صفر، پیروزى انقلاب اتّفاق افتاد، هیئات مذهبى در شهرهاى مختلف، نوحه‌هایى را میخواندند که هر یک از این نوحه‌ها به‌قدر یک خطابه‌ى بلند و بلیغ، مردم را روشن میکرد و آگاه میکرد و بصیرت میداد. باید همیشه همین‌جور باشد؛ نوحه‌ها را [پرمحتوا کنید]. این کارى که نوحه‌خوان انجام میدهد، کار بسیار جذّاب و جالبى است. این سنّت نوحه‌خوانى و رفتارهایى که در نوحه‌خوانى انجام میگیرد، کارهاى بسیار مهمّى است؛ اینها استثنائىِ جامعه‌ى شیعه است، یعنى مخصوص ما است؛ در جاهاى دیگر، به این شکل در مراسم مذهبى وجود ندارد؛ این از امتیازات ما است؛ این را باید پرمحتوا کرد، پرمضمون کرد.

به این چیزها اگر ان‌شاءالله توجّه بشود، جامعه‌ى مدّاح یکى از اثرگذارترین پیشروان اصلاح در نظام فکرى و عملى جامعه‌ى ایران خواهد بود، و این میتواند تحقّق پیدا کند، کما اینکه الان هم در هر جایى که انسان مشاهده میکند که مدّاح بامسئولیّتى، متعهّدى،  شعر درست را، شعر خوب را، با شیوه‌ى درست اجرا میکند، واقعاً اثر میگذارد، مخاطبین خودش را بیدار میکند، آگاه میکند؛ و این از آن کارهایى است که هیچ صدقه‌ى جاریه‌اى معلوم نیست به این اندازه بتواند ارزش پیدا کند در پیشبرد جامعه؛ پیش خداى متعال کمتر کارى است که این‌همه بتواند انسان براى آن ارزش‌گذارى بکند؛ خیلى کار مهمّى است.

+ بيانات کامل معظم له در اين جلسه

[ 93/02/01 ] [ 8:2 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

زهرا همان که در سحر ِ آفريدنش

گفته خدا تَبارَکَ بر وجه أحسنش

 

زهرا همان که بر دل پيغمبر خدا

جان دوباره مي دهد از شوق ديدنش

 

از ابتداي خلقت خود از همان ازل

دارد نگين عشق علي را به گردنش

 

ديگر از اين چه مرتبه اي با شکوه تر

باشد بزرگ کرب و بلا طفل دامنش

 

«حَتَّي تَوَرَّمَتْ قَدَمَاهَا» حکايتي ست

از عاشقانه هاي سحرهاي روشنش

 

بي شک منا و مکه دگر مُحرمي نداشت

پنهان نبود اگر ز نظر خاک مدفنش

 

روز حساب توشه‌ی ما عشق فاطمه ست

ما را بس است خوشه اي از فيض خرمنش

 

شرح فضائلش همه عين عبادت است

تکريم پايداري و حلم و شهادت است

 

آمد که روشني بدهد آفتاب را

بخشد به چشم تار جهان نور ناب را

 

باران و رود و چشمه‌ و دريا به نام اوست

مهريه اش نموده خداوند، آب را

 

اصلاً تمام جنت و دوزخ به دست اوست

داده به او شفاعت روز حساب را

 

از سرّ نام «فاطمه» اين نکته روشن است

برداشته خدا ز محبش عذاب را

 

با آيه هاي روشن عمر شريف خود

تفسير کرد سوره به سوره کتاب را

 

حتي به پيش سائل أعمي محال بود

بردارد از مقابل چهره نقاب را

 

بي حرمتي به ساحت قدسي فاطمه ست

هر کس که زير پا بگذارد حجاب را

 

آري براي فاطميون اين وقار ماند

با نور چادري که از او يادگار ماند

 

هر دختری که اُمّ أبیها نمی شود

هر مادری که مادر دنیا نمی شود

 

نور تمام عالم امکان به روی هم

یک جلوه نور چادر زهرا نمی شود

 

وقتی که اختیار دو عالم به دست اوست

محشر بدون فاطمه بر پا نمی شود

 

یعنی که بی ولایت او هیچ طاعتی

اذن ورودِ جنت الاعلی نمی شود

 

فردا به قله های سعادت نمی رسد

هر کس دخیل چادر زهرا نمی شود

 

حبل المتین شیعه نخ جانماز اوست

بی او گره ز کار کسی وا نمی شود

 

می افتد از نگاه پر از مهر فاطمه

هر کس فدائیِ ره مولا نمی شود

 

دینی که رفت سمت تزلزل پس از نبی

بی انقلاب فاطمه احیا نمی شود

 

آغاز کرد يک تنه، تنها، قيام را

معلوم کرد حرمت خون امام را

 

وقتي که هست چهره‌ی حيدر مطاف او

در خانه است مسجد او اعتکاف او

 

آئينه شد که جلوه کند عصمت خدا

معنا گرفت روح عفاف از عفاف او

 

چرخ تمام ملک و مکان سنگ آسياش

سر رشته‌ی زمين و زمان در کلاف او

 

در پيش چشمهاش چه دنيا حقير بود

بوده به بوريا و سفالي کفاف او

 

چيزي نخواست فاطمه از ثروت جهان

يعني بس است پيرهن دستباف او

 

آن بانويي که سايه‌ی او را کسي نديد

يک روز شد مدينه محلّ مصاف او

 

وقتي که ديد بسته شده دست کعبه اش

آمد به کوچه جان بدهد در طواف او

 

از چشم اهل فتنه گرفته ست خواب را

معلوم کرد معني فصل الخطاب را

 

باغ حضور غرق گل يادِ فاطمه ست

روح نماز و مسجد و سجاده فاطمه ست

 

تنها مدينه نه، همه‌ی عالم وجود

روشن ز سجده هاي سحرزاد فاطمه ست

 

آنکس که در نهايت اخلاص و بندگي

ايمان به پاي چادرش افتاده فاطمه ست

 

آن بانويي که بعد نبي با حماسه اش

درس وفا به اهل ولا داده فاطمه ست

 

قبرش اگرچه شمع و رواقي نداشته

قم، تا ابد مدينه‌ی آباد فاطمه ست

 

يعني به پاي بوسي آئينه اش بيا

آه اين ضريح پنجره فولاد فاطمه ست

 

هستي ماست نوکري اهل بيت او

خيرالعمل محبت اولاد فاطمه ست

 

اين انقلاب جلوه اي از انقلاب اوست

بي شک «امام» هديه‌ی ميلاد فاطمه ست

 

اين انقلاب فاطمي است و حسيني است

با رهبري که آينه دارِ خميني است

 

 

[ 93/01/28 ] [ 0:0 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

با نور استجابت و ايمان عجين شدي

وقتي که با ولي خدا همنشين شدي

 

عطر بهشت در نفست موج مي‌زند

حالا دگر تو بانوي خلدبرين شدي

 

زهرا که رفت دلخوشي از خانه رفته بود

تو آمدي و اين همه شور آفرين شدي

 

بي شک براي مادري زينب و حسين

شايسته اي که فاطمه ي دومين شدي

 

در سيره ات شکوه نجابت چه ديدني ست

آوازه ي خضوع و خشوعت شنيدني ست

 

آن روز که خدا به تو هم داد نور عين

او را طواف داده اي دور سر حسين

 

يعني حسين فاطمه! جانم فداي توست

عباس من، فدايي کرب و بلاي توست


ادامه شعر را از دست ندهيد
[ 93/01/23 ] [ 11:45 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

عالمي سوخته از آتش آهِ من و توست

اين در سوخته تا حشر گواهِ من و توست

 

غربتم را همه ديدند و تماشا کردند

بي پناهي فقط انگار پناهِ من و توست

 

کوچه آن روز پر از ديده ي نامحرم بود

همه ي روضه نهان بين نگاهِ من و توست

 

صورت نيلي تو از نفس انداخت مرا

گرچه زهراي من اين اول راهِ من و توست

 

آه از اين شعله که خاموش نگردد ديگر

آه از آن روز که بر ني سر ماهِ من و توست

[ 92/12/22 ] [ 9:26 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
غزليات فاطمي

آمد محرّم علی و ماه فاطمه

آتش زده ما را در و دیوار غم تو

عمريست با عنايت تو گريه مي كنم

چه ها کرده این شهر با ما پس از تو

بابا چه بي وفا شده دنياي بعد تو

هر سال فاطمیه دلم شور می زند

از ياد رفت «آل محمد» به راحتي

در بين کوچه هاي مدينه شهيد شد

جان مي‌دهم براي علي، يا علي مدد

آقای من! مصيبت تو فرق مي کند

لطمه زنان به چهره رسیدند حورها

گل که پرپر شد شميمش را همه حس مي‌کنند

کُشتی مرا با گریه هایت کَلِّمینِی!

حالا ميان رفتن و ماندن مردد است!

آئينه دار ام ابيها صبور باش

آن شب ميان هاله اي از ابر و دود رفت

هر چه شد آه پس از رفتن زهرا شده بود

***

رباعيات فاطمي

يا فاطمه اشفعي لنا عندالله

از نور کمالت آینه حیران است

دادند چه خوب اجر پيغمبر را

آئينه مگر چقدر طاقت دارد!

می دید که فاطمه ست اما می زد

الحق که تو اولين شهيدي محسن

در او‌ج دلاوري اسير‌ي ‌سخت است

در هر دم و بازدم علي مي گفتي

عصيان سقيفه کم نبود اي بانو!

خونت به خدا به گردن این شهر است

تکليف علی چیست پس از رفتن تو؟

با یاس بهشت مھربان باش ای خاک

اين خانه پس از تو خانه‌ي دلتنگي ست

دلتنگ و غريب و جان به لب رفتي تا ...

رفتي تو ولي هنوز راهت باقي ست

برگرد به حق مادرت آقا جان

آن روز که نقش پرچمت يا زهراست

***

بحر طويل هاي فاطمي

میان کوچه پیچیده صداي همهمه

پنجره اي رو به فدک

نیستم من حریف این روضه

[ 92/12/17 ] [ 10:32 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

تو فاطمه ای جلوه ي انوار الهی

تو فاطمه ای بی بدل و لا یتناهی

تو قبله و دلها همه تا کوی تو راهی

عالم شده با نور تو روشن، به نگاهی

 

زهرایی و دنیا شده در کار تو مبهوت

دنیا نه فقط، عرش، سما، عالم لاهوت

 

از درک بشر منزلت توست فراتر

تفسیر کند قدر تو را سوره ي کوثر

تو فاطمه ای روح و دل و جان پیمبر

بسته ست به جانِ تو، همه هستی حیدر

 

جان تو شده بسته به جان علی آری

در یاری او از همگان افضلی آری

 

حالا شده این شهر عزاخانه ي‌ مولا

آتش زده نمرود به کاشانه ي مولا

در شعله شدی آه تو پروانه ي‌ مولا

ای وای از این حال غریبانه ي‌ مولا

 

جان تو و جان علی آرام نداری

پهلوت شکسته ولی آرام نداری ...


ادامه شعر را از دست ندهيد
[ 92/12/17 ] [ 8:42 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

با الطاف کريمانه حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها منتشر شد:

 

نود و پنج روز باران (دفتر ششم)

به قلم يوسف رحيمي

 

با ۱۸سبک جديد در قالب هاي

 

زمزمه، دم شروع سينه زني، زمينه، نوحه

واحد کند، واحد تند، شور و نواي پاياني

 

به عنوان نمونه مي توانيد يکي از سبکهاي

اين اثر را از لينک زير دريافت نماييد:

 

خاکم رو با غم تو سرشت  

 

***

کاري از: دفتر هنر و ادبيات قتيل العبرات 

مرکز پخش: مؤسسه فردوسيان جوان ۰۲۵۳۸۹۰۹۰۷۰

***

ارتباط با ما: سامانه پيامک: 50002853135128 / ايميل qatilalabarat128@gmail.com 

 

خريد اينترنتي اين اثر: فروشگاه پاتوق کتاب

[ 92/12/16 ] [ 0:0 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
 بر آل عبا تو نور عيني زینب

تو پشت و پناه عالميني زینب

در فضل و شرافتت همين بس باشد

اينکه تو شريکة الحسيني زینب

*

خورشيد نجابت و ادب یا زینب

با فضل و وقار، منتجب یا زینب

در اوج شکوه مثل کوهی بانو

هستی تو عقيلة العرب! یا زینب

*

ای آینه عصمت زهرا! زینب

در صبر و وفا بدون همتا! زینب

تو محرم رازهای مولا بودی

چون فاطمه ای ام ابیها! زینب

*

تو مهر قبول کربلايي زینب

زهراي بتول کربلايي زینب

اي وارث نهضت حسين بن علي!

در شام، رسول کربلايي زینب

[ 92/12/15 ] [ 8:0 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

من و اين اشک و اين آهِ دمادم

دلم سنگين شده از اين همه غم

برايت گريه کردم هر شب و روز

ولي از غربتت چيزي نشد کم

 

دگر کافي ست اشک و آه و زاري

گذشته کار از چشم انتظاري

امام عصرِ ما تنهاست تنها!

برادر موسم ياري‌ ست ياري!

[ 92/12/09 ] [ 14:2 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]

تو را ياري نکردم، واي بر من

وفاداري نکردم، واي بر من

براي قلب پر درد تو آقا

چرا کاري نکردم، واي بر من

 

اگر بي‌روح اگر سرديم، آقا

اگر چه سخت بي‌درديم، آقا

تويي چشم انتظار ما که يک روز

از اين بيراهه برگرديم آقا

[ 92/12/01 ] [ 7:58 ] [ یوسف رحیمی ] [ ]
.: کاروان دل: پايگاه اشعار آئيني يوسف رحيمي :.
اللهم عجل لوليک الفرج

مقام معظم رهبري:
درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى
و شجاعت و مواسـات و درس قيـام للَّه
و درس محبّـت و عشـق اسـت. يكى از
درسهاى عاشورا همين انقلاب عظيم و
كبيرى‌ست كه‌شما ملت ايران پشت‌سر
حسين‌زمان و فرزند‌ابى‌عبداللَّه الحسين
عليه‌السلام انجام داديد.

از حوالي کربلا يک روز
مي رسد يار آشنا يک روز
مي دهد رهبرم به صاحب عصر
پرچم انقلاب را يک روز
آثار منتشر شده
همراهان
جستجو در کاروان دل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آمار بازديد از وبلاگ